ميرزا حسين النوري الطبرسي

322

النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى )

ايشان كه به اسم او سابقا اشاره شد . سؤال هفتم : چه حكمت است در غيبت اين امام با اين عمر طولانى كه هميشه خايف و ترسان از خلق كناره كرده و كسى از خواصّ و عوام ، چيزى از او نديد ؟ ابن تيميّهء حنبلى كه مؤسّس طريقه و آيين طايفهء خبيثهء وهّابيهء نجد است و شيخ عبد الوهّاب آن مذاهب فاسده را از كتب او برداشته ، در كتاب منهاج السنيّة كه رد بر منهاج الكرامة آية اللّه علّامه حلّى است ، مىگويد : « مهدى الرافضه لا خير فيه اذ لا نفع دينى و لا دنيوى لغيبته . » جواب : بعد از اعتراف به امامت حجّة بن الحسن عليه السّلام و بقاى او از روى نصوص و معجزات و قاعدهء لطف ، چه بندگان را با اين جهالات و تحاسد و تباغض و تكالب و تجاذب و منافات و متابعت هوى و شهوات به خود واگذاشتن بىرييس كه بدون الجا و اضطرار ، صلاح و فساد و نفع و ضرر دنيوى و دينى در دين و عقل و جان و بدن و مال و عرض ايشان را بيان كند و به آن وادارد و خود به آن چه گويد ، كند و از خطا و لغزش و سهو و نسيان محفوظ و مأمون باشد ، نقض غرض در بعثت نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تكليف خواهد بود ؛ چه آنها در مقام انقياد و اطاعت برآيند يا گوش به سخنانش فراندارند و سر به زير بار فرمانش فرود نيارند . چه حجّت بر ايشان تمام و زبان معذرتشان لال است . چنان چه در كتب كلاميّه مشروح شده يا از روى مماشات و همراهى با خصم ، اعتراف و تسليم اين مدّعى كرده ، چون سايل را ديگر وقعى براى اين سؤال نيست ، حتّى از معاشر اماميّه . امّا از اهل سنّت :